يحيى دولت آبادى

54

حيات يحيى ( فارسى )

همه وقت جمعى از تازه از مدرسه حقوق بيرون‌آمدگان و جمعى از مامورين معزول در انتظار خدمت و ترفيع رتبه ميباشند . شيخ الاسلام بر خلاف ترتيب قانونى نميتواند كسى را ترفيع يا تنزل رتبه بدهد در دوره استبداد چون اراده سنيه فوق قانون بوده است گاهى حسب الامر ترفيع رتبه داده ميشده ولى بعد از مشروطيت هرچه رتبه باراده سنيه ترفيع يافته هست لغو مىشود و حدود قانونى رعايت ميگردد . بالجمله چنان صلاح ميبينم كه ملاقاتى از شيخ الاسلام نموده باشم و بتوسط شيخ حسن يمين الاسلام كردستانى ايرانى كه اكنون ترك تابعيت ايران نموده تابع دولت عثمانى شده و در باب المشيخه استخدام يافته تقاضاى ملاقات مينمايم واسطه جواب با رخصت ميآورد و اضافه مىكند كه بايد جبه زرد مخصوصى كه در هنگام شرفيابى لازم است دربر داشته باشى و ميگويد كه در باب المشيخه براى كرايه دادن متعدد هست يكى از آنها را كرايه ميكنى دربر نموده چون رخصت ورود يافتى وارد شده سلام كرده پاى كرسى شيخ الاسلام نشسته دامان جبه شيخ را ميبوسى و بلند شده سرپا ميايستى هركجا اجازه دادند مينشينى جواب مىدهم با اين ترتيب براى شرفيابى حاضر نميباشم مگر آنكه اجازه بدهند هرطور نزد پادشاه ايران يا رئيس مذهبى ايرانيان ميرفته‌ام بملاقات شيخ الاسلام بروم ميگويد محتاج بعرض و تحصيل رخصت جديد است يمين الاسلام ميرود و اجازه ميدهند بىتكليف و به اختيار خود شرفياب گردم . شيخ الاسلام مرا در مجلس خلوت ميپذيرد و چون وارد ميشوم پشت ميز تحرير خود سرپا ايستاده با منشى كه پيش روى او هست صحبت ميدارد . در ورود سلام كرده با وى مصافحه نموده اجازه ميدهد پهلوى او روى صندلى مينشينم منشى ميرود داخل صحبت ميشويم او بتركى ميگويد و من به فارسى جواب مىدهم درست ملتفت نميشود اجازه ميخواهم و به عربى صحبت ميداريم هردو به عربى فصيح كتابى در اينمقام ميگويد وقتى شيخ محمد عبده عالم ديار مصر باستانبول آمد كه باروپا برود بر من وارد شد در هنگام صحبت از او معذرت خواستم كه نميتوانم